یه عمره سایه سایه،پیشم هستی!
امیدُ همراهِ همیشم،هستی!
یه عمره پا به پام،قدم گذاشتی
دلیل وقتی شــــــاد میشم،هستی!
عشقُ نفس!امیدِ جونم،مامان!
زندگیُ گرمیِ خونم!مامان!
اساسُ پایه ی نفس کشیدن
هرچی که از خدا میدونم،مامان!
بسته و وابسته ی خنده هاتم!
پیدا میشی تو کل خاطراتم
میبوسمت چه دور باشی چه نزدیک
من عاشق همین خداخدا تم!
نه از رو عادت،بلکه از عبادت
پرستشت میکنم ای فرشته
مرسی از اون خدای مهربونی
که اسمتو تو قلب من نوشته!
مثله هوا برای زنده موندن
خودم برام خاک زیر پات میشم
دقیقه های کل زندگیمُ
یا عمق عشقُ احساس،فدات میشم
بهت میگم جونم برات درمیره!
حوصلم از نبودنت سر میره
نکنه نبینمت،یه روز نباشی
بری و بخوای رفیق نیمه راه شی
من میدونم دلت به قدری پاکه
هرچی گناهه از تو زیرِ خاکه!
مامان، قشنگ ترین صدا تو گوشم
زندگیمُ به زندگیش میفروشم!
الهی تا وقتی که زنده هستم
امیدِ زندگیم ،بمونه پیشم!
خدایا تا وقتی که زنده هستم
غم توی چشمای مامان نبینم!
دنیا عوض شه با همه آدماش
من که عوض نمیشم،من همینم!
من عاشقِ این عشقِ پاک مبمونم!
تمام زندگیمی،مامانی جونم!
برچسب:
نویسنده: ahmadreza norozi